377). در اين اثنا، اين صنعت در بسياري نقاط، ازجمله در اروپا و خاور نزديك رشد كرد.
نمونههاي اسكندراني شيشههاي قديم و قرون وسطا، بسياري از كشورهاي شرقي و غربي را ميتوان در هر موزهٴ بزرگي ملاحظه كرد.
در زماني كه اينك مورد بحث ماست، ونيز بزرگترين مركز شيشهسازي بود، صنعت شيشهسازي تقريباً از سدهٴ يازدهم، در آن جا وجود داشت. رونق و قدرت ونيز، كه از نتايج جنگهاي صليبي بود به ويژه جنگ صليبي چهارم، 1202 ـ 1204)، بدان تحرك بيشتري بخشيد، رونق شيشهسازي ونيز در سدهٴ سيزدهم، از بسياري اسناد بايگانيها معلوم ميشود. در قراردادي كه در سال 1277، ميان دوگه جاكوپو كنتاريني1 و بوهموند2 هفتم، امير انطاكيه، منعقد شده است ذكري از آن ديده ميشود. يكي از مواد به صادرات خرده شيشه مربوط است، يعني شيشهشكستههايي كه براي تسهيل ذوب شيشهٴ جديد بسيار مناسب بود. از سوي ديگر، ونيز مقررات سختي براي جلوگيري از صدور خرده شيشه و مهاجرت صنعتگران به كشورهاي ديگر داشت. در 1291، مقرر شد تمام صنايع شيشهسازي به جزيرهٴ مورانو انتقال يابد كه قسمتي جدا از شهر بود، و در آنجا از پيش تعدادي شيشهگرخانه وجود داشت.
صنعت شيشهسازي بسيار پررونق بود، قسمتي به خاطر تفوق بازرگاني ونيز، و قسمتي بدان سبب كه مواد اوليهٴ لازم به آساني در دسترس قرار داشت: چوب از شرق ونيز و آلپ سفلا، نمك از دالماتيا، خاكستر قليا (كربنات سديم) از مصر يا القنطره در اسپانيا، خاك رس از ويچنزا، ماسه از ليدو و ماسهٴ نرم از ورونا، و غيره. از اين گذشته، در اواخر سده، استفادهٴ عمومي از شيشه، هم براي ظرف و هم براي پنجره افزايش چشمگيري يافت.
مشكل بتوان گفت فن شيشهگري چقدر پيشرفت كرده بود. روش شيشهگران قديم (يعني روميان) بسيار پيشرفته بود؛ آنان در هر يك از كارهاي اساسي كاملاً مهارت يافته بودند. بهترين گزارش از شيشهگري در قرون وسطا، را تئوفيل كشيش در اواخر سدهٴ يازدهم، نوشته است. بايد خاطرنشان كرد كه عصر زرين شيشهگري ونيز تا مدتها بعد، يعني سدهٴ شانزدهم، فرا نرسيد.
ج. رنگها و رنگرزي، نقاشي
پير سنت اومري3
1 ـ عضو شوراي كليساي سنتاومر در آرتوا (پادوكاله). احتمالاً در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، رسالهاي در باب تهيهٴ رنگها نوشت كه شامل فهرستي از مواد موجود براي نقاشي، همراه با